۱۳۹۰ اسفند ۱۰, چهارشنبه
نبودن یا نبودن
۱۳۹۰ بهمن ۲۱, جمعه
بسترسازی و دیگر هیچ
۱۳۹۰ بهمن ۱۹, چهارشنبه
... نتوان شد ز اسباب طرب محروم
۱۳۹۰ بهمن ۱۶, یکشنبه
هر کسی را بهر کاری ساختند
یکشنبه، شونزدهم بهمن ماه نود
۱۳۹۰ دی ۱, پنجشنبه
گمشده در زمان یا حکایت مطلقه در فقره موقعیت اره
ببرد از من قرار و طاقت و هوش
بت سنگین دل سیمین بناگوش
نگاری چابکی شنگی کله دار
ظریفی، مهوشی، ترکی، قبا پوش
ز تاب آتش سودای عشقش
بسان دیگ دائم میزنم جوش
چو پیراهن شوم آسوده خاطر
گرش همچو قبا گیرم در آغوش
اگر پوسیده گردد استخوانم
نگردت مهرت از جانم فراموش
دل و دینم دل و دینم ببردست
بر و دوشش بر و دوشش بر و دوش
دوای توست دوای توست حافظ
لب نوشش لب نوشش لب نوش
۱۳۸۹ مهر ۹, جمعه
لعنت به این رفتنها!
جمعه، نهم مهر ماه هشتاد و نه
۱۳۸۹ خرداد ۱۱, سهشنبه
از غمی که می خوریم ...
پنجشنبه، 13 خرداد، سالروز ولادت حضرت فاطمه (س) است. فاطمه ای که چه ها درباره اش نگفته اند. همانی که در کتاب خدا به کوثر معروف است. همانی که در ایام شهادتش از او به نام مادر یاد می شود و الخ ...
جمعه، 14 خرداد، سالروز وفات امام خمینی ست. رهبر فقید انقلاب ایران، یکی از بزرگترین رِجال مذهبی سیاسی ایران در ÷نجاه سال اخیر.
شنبه، 15خرداد هم که یادآور کشتار 15 خرداد 42 است.
ولی آنچه برای من دیدنی است، رنگ غم و ماتم شهر است. رنگ عزا. گویا این عید بزرگ و خاطره این بانوی بزرگ در زیر سایه غم های قرن اخیر گم شده است و یادش "همچنان" خاک می خورد. گویا باید این غم ها به ما خورانده شوند تا با معارف انتخابی و گزینشی آشنا شویم. تا حرفی نزنیم و سکوت کنیم ...
همچنان که در 88، هفته وحدت و سالروز پیامبر و 17 ربیع الاول آمد و رفت و کسی هم صدایش در نیامد. اگر هم صدایی بود، خیلی آرام بود. ولی سالروز آزادی این کشور، صدایش به گوش فلک هم رسید.
به بهانه این غم!
روی می آورم به این بانوی آسمانی!
دوست دارم آزاد باشم. رها باشم.
دوست دارم زیر این غم ها نباشم.
دوست دارم شاد باشم و بدون غم.
سه شنبه، یازدهم خرداد ماه هشتاد و نه
۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۷, جمعه
فرهنگستان هنر یا هنر ِ فرهنگ داری و یا فرهنگ ِ هنر داری
۱۳۸۹ اردیبهشت ۷, سهشنبه
موجیم که آسودگی ما عدم ماست
آخه blogspot هم فیلتر کردن داشت؟
فکر می کنی با اینها به کجا میرسی آخه؟ اصلا به کجا میخوای برسی؟
هیچ فکر کردیکه اگه این حرفهایی ازشون میترسی، تو وبلاگها و اینجور جاها گفته
نشن و تو دل و کله های ما بمونن و تلمبار بشن، یه روزی بالاخره ریشه ات رو می
کنند! چه دیر، چه زود. بالاخره رفتنی هستی و هر چه دیر تر بروی، با درد بیشتری
میروی ...
ما راه های دیگری هم داریم و خوبی زندگی ِ ما این است که مجبوریم همواره به
فکر ترفندی جدید برای رهیدن از محنت هایی باشیم که به ما تحمیل می کنی. مجبوریم که
هیچ گاه خلاقیت خود را کنار نگذاریم و چه لذتی دارد کشف و یافتن این خلاقیت ها و
صحبت کردن از آنها. لذتی که احمق ها از درک آن عاجزند!
پس سپاس خدایی را که دشمنان ما را از احمق ها قرار داد و لذت کشف خلاقیت را به
ما چشانید.
اولین پست ایمیلی در سه شنبه، هفتم اردیبهشت ماه هشتاد و نه
۱۳۸۹ فروردین ۱۷, سهشنبه
نه!
گاهی باید برای دل "نه" گفت. تا آنکه این موجود نازنین همیشه همراه آدم باشد و با آرامش همراهی کند.
سه شنبه ، هفدهم فروردین ماه هشتاد و نه
۱۳۸۹ فروردین ۴, چهارشنبه
هشتاد و هشت و نیم
سلام
سلامی چو بوی خوش آشنایی
بدان نرگس دیده رو شنایی
یا
بدان مردم دیده روشنایی
حالا گیر نده شما. مهم اینه که "سلام". سلامی بعد از یک سال، سلامی در سال جدید. سلامی پلنگی و ببر آسا، سلامی با همت مضاعف و کار مضاعف و صبر مضاعف تر.
خب، بریم سر اصل مطلب.
بالاخره این تعمیرات خونه ما تموم شد. اونم کی؟ 27 اسفند ماه. یعنی تازه اون موقع کلیه کارگران مشغول کار اعم از سرامیک کار و نقاش و کابینت ساز و اینا جستن بیرون و ما موندیم و یه خونه با کلیه اسباب اثاث تو جعبه و کمد رفته و خاک خورده و یه خونه که باید تر و تمیز شه و یه دنیا خرت و پرت که باید چیده شه. حالا این که سال ما تو چه وضعیتی متحول شد دیگه بماند ... :دی
الا ای و حال مهم این است که زین پس به مانند ایام ماضی، وقت خواندن و نوشتن مهیا گردیده است و از طریق Google Reader و این وبلاگ و وبلاگ های خودتان بیشتر در خدمتتان خواهیم بود و تلاش خواهیم کرد که بیشتر اراجیفمان را به سمع و نظرتان برسانیم. هر چند بنا به n دلیل معلوم و نا معلوم، گاهی از درک مطالب و پست های مختلف و احساسات همراهشان ناتوان خواهیم ماند. ولی با این وجود همچنان خواهیم خواند ...
دلم تنگ شد یه لحظه برای اون نقش شاه عباس اول تو اون سریال زندگی نامه ملاصدرا :دی
و اما باز هم اصل مطلب.
هشتاد و هشت گذشت. سالی که بر اساس این تقویم های حیوونی سال گاو بود. گاوی که تو ایران باستان و تخت جمشید و اون طرفا، نماد زایش و برکت و اینها بوده و هست. سال اصلاح الگوی مصرف و ...
الا ای حال این 88 با تمام اتفاقات خوب و بد همراهش در تمامی جنبه های زندگی ما گذشت و تموم شد. حالا اگر کسی فکر می کنه که سال نحس و شومی از کفش رفته، عارضم خدمتش که
هان مشو نومید چون واقف نه ای ز اسرار غیب
باشد اندر پرده بازی های پنهان غم مخور
و اینم اضافه کنم که
ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن
وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور
کلا غم مخور و
می خواه و گل افشان کن از دهر چه می جویی
این گفت سحرگه گل بلبل تو چه می جویی
مسند به گلستان بر تا شاهد و ساقی را
لب گیری و رخ بوسی می نوشی و گل بویی
و اما اصل دیگر مطلب اشارتی دارد به "ترین" های اس ام اس های تبریکاتی عید نوروزی که به این جانب رسیده اند. اس ام اس هایی که بعضیاشون ساخته شده توسط فرستنده هان، بعضیاشون forward شده توسط فرستنده هان، بعضیاشون اشعار یا عباراتی انتخاب شده توسط فرستنده هان و بعضیاشون هم خدا داند که چه دخلی به فرستنده ها دارن و ... :پی
به هر حال "ترین" اند.
قابل تامل ترین و چسبنده ترین اس ام اس :
"بهارهای شگفتی در راه است، فردا گلی می شکفد که باد ها را پرپر خواهد کرد!"
خنده دار ترین و با مزه ترین اس ام اس :
"با توجه به احتمال گران شدن نرخ اس ام اس، پیشاپیش نوروز 89، 90، تولدت، تولدم، پیوندتان، قدم نو رسیده مبارک. نور به قبرت ببار ِه."
... ترین اس ام اس که خودت به تناسب برداشتت از اس ام اس و روحیه لحظه ایت می تونی ... رو پر کنی:
"سال 1389 پشت در ِه. یادت باشه زندگی کوتاه ِه. قوانین رو بشکن، سریع ببخش، آرام ببوس، صادقانه عاشق باش، بدون کنترل بخند و هیچ وقت از چیزی که باعث خنده تو میشه متاسف نشو. این به تمام کسانی دوستشون داری و نمی خوای در سال 1389 از دستشون بدی بفرست، حتی من!"
سیاسی ترین اس ام اس:
" سال نو از هم اکنون بر شما مبارک . خدایا! در سال جدید به ما خوشنامی کورش، دلسوزی داریوش، انصاف انوشیروان، قدرت شاه عباس، لیاقت امیر کبیر، عقل مصدق، منش خاتمی، عمر جنتی، ثروت رفسنجانی و بی خیالی احمدی نژاد را اعطا فرما!"
الا ای حال بعد از این همه سر درد آوردن، سال نوتون مبارک باشه و شاد و خرم باشید.
پ . ن 1: اشعار وسط چین شده از حافظ اند.
پ . ن 2: هیچ وقت باورم نمی شد این همه رو یه جا و ییهویی بنویسم و تایپ کنم :پی
چهار شنبه ، چهارم فروردین ماه هشتاد و نه
